Thursday, December 25, 2014




حماسه رای شماری


 حماسه رای شماری

انتخابات ولایت ما واقعا حماسه آفرید شاید میتوان گفت حماسه در حماسه آفرید. حماسه کمپاینها، حماسه نصب عکس کاندیداها، حماسه گردهماییها، حماسه رای دادن، حماسه پلو دادن ها از این جمله بود. گرچه حماسه تقلب هم جای خود را دارد اما مردم ما در چند انتخابات به تقلب عادت کردند و آن را در جمله حماسه قبول ندارند اما حماسه به پای صندوق رفتن، حماسه نظارت کردن، حماسه دوباره رای دادن و حماسه تمام شدن رای دیگه مانند حماسه تقلب کمتر اهمیت دارد. در پهلوی این حماسه ها در ولایت یک حماسه دیگر افریده شد که فکر میکنم با شنیدن آن حماسه های دیگر را فراموش خواهید کرد. این حماسه حماسه رای شماری بود.

قصه از این قرار است که طبق معمول برخلاف خواست رسانه ها مردم نه تنها به پای صندوقهای رای رفتند بلکه رای هم دادند. ریش سفیدها میگفتند باید مردم گفته شوه بری رای دادن برین نه پای صندوق ها برین. رسانه ها گفتن هدف ما همی اس. اما یک ریش سفید گفت ما خو ای گپاره نمی فامیم دفعه دیگه همی گپاره گفتن تا پای صندق رفتیم و رای نداده پس آمدیم. دیگری گفت همی رسانه ها هم هر چه دلشان شد میگن. فکر میکنن خودشان و کارشناسا میفامن خی همگی مردم میفم. مردم ولایت ما رای دادند. در محل رایدهی نزدیک خانه ما بسیار بیروبار بود و تا آخر روز بیروبار ادامه داشت. طبق هدایت در همین محل رایدهی پس از ختم وقت رایدهی به شمارش رای آغاز نمودند. تعداد صندوقها چهار ده عدد بود. دفعه اول رای ها را حساب کردند اما افراد کمیسیون اشتباهی شدند که شاید غلط نموده باشند لذا تعداد مجموعی رای ها را ده کاغذ نوشتند. سپس رای ها ره دوباره حساب کردند. وقتی شمارش دوم خلاص شد یکی از ناظران دویده امد و گفت
مه ده تشناب رفته بودم قبول ندارم باید از سر حساب کنین.
کسی گفت او بیادر خی همی یک صندوق آخره از سر حساب میکنیم.
گفت نه خیر مه ده شمارش صندوق سوم تشناب رفته بودم باید یازده صندوقه از سر شمار کنین.
گفتند او بیادر گناه از خودت اس ایقه وقت ده تشناب چی میکدی. ناظر عصبانی شد و گفت
مره مسخره میکنین. مریض بودم.
گفتند خی اگه از سر حساب کنیم و باز تشنابت بگیره چطو میشه.
گفت مه باید با مرکز ستادگپ بزنم. تیلیفون کد و نیم ساعت بعد آمد و گفت باید همه صندوقاره از سر شمار کنین غیر از او ما قبول نداریم. مره گفتن که ده وقت شمارش رای ها ده تشناب رفته نمیتانم. همه خندیدند. دوباره ناظر عصبانی شد و گفت ما به خاطر رای پاک مردم ایقه زحمت میکشیم شما ما ره مسخره میکنین. ناظران دیگر هم با ستاد های خود تماس گرفتند. افراد کمیسیون هم با مرکز خود تماس گرفتند و مشکل را اطلاع دادند. برای جلوگیری از مشکلات بیشتر بالاخره همه موافقه نمودند رای همه صندوقها دوباره شمار شود.


هوا تاریک شده بود و ولایت ما برق نداشت. صند.قها را از اتاق بیرون آوردند اما روشنی کافی نبود. برای اینکه کار زودتر ختم شود از همسایه ها و کوچگیها چراغ خواستند. چند تا ارکین اوردند ولی از سبب تیل خراب روشنی ارکینها کافی نبود. پول دادند تا تیل صاف بیاورند. یکی از ناظران حاضر شد این کار را بکند اما ناظر تیم رقیب گفت مه باید اول ده ستاد تماس بگیرم ده غیر ان قبول ندارم ناظر دیگه پشت تیل بره. نشه تقلب کنه. ستاد موافقه نمود تا برای جلوگیری از تقلب از هر تیم یک ناظر برای خرید تیل برود. اما مشکل وقتی پیدا شد که یک تیم در این محل یک ناظر داشت و تیم دیگر دوتا. به فکر اینکه تقلب شود تیم دیگر گفت هیچ ناظر باید پشت تیل نره زیرا صندوقا ره دست میزنن. بالاخره تصمیم گرفته شد کسی را حق الزحمه بدهند تا تیل درجه اول بیاره. در این وقت شمال و خاکباد شروع شد. با وجود حاکباد نفر پشت تیل رفت و همه در تاریکی منتظر تیل ماندند. تیل اورده شد اما روشنی ارکینها ضعیف بود.
بالاخره گفتند چند تا گیس بیارن. نفر تیل رفت و نیم ساعت بعد چند تا گیس کرایی آورد. تیل ارکینها را به گیسها انداختند. چون صندوقها در بیرون در هوای آزاد بود وقتی صندوق اول را باز نمودند از سبب شمال و خاکباد اوراق رای را شمال برد. ناظرین شکایت نمودند. در جریان دویدنها دو تا از گیس ها از اثر خاکباد افتید و چند تا رای سوخت. هر قدر کردند گیسها را دوباره روشن نتوانستند. فهمیدند که ار اثر افتیدن گیس تیل به زمین ریخته است. دوباره کسی را پشت تیل روان کردند. ناظران هر لحظه جریان را به ستاد خود تیلیفونی احوال میدادند. با وجود انداختن تیل گیسها را روشن نتوانستند. ناظران کمیسیون را متهم ساختند که قصدا ای کارا ره میکنه تا تقلب شوه. گفتند چرا از اول جنراتور نیاورده بود. یکی از نفرای امنیتی گفت حالی خو جنراتور نیست از کدام جای جنراتور قرض کنین. کسی گفت شفاخانه جنراتور داره اوره قرض بگیرین. ناظران گفتند هرچه میکنین بکنین اما ده رای مردم دستبرد زده نشه.

دو تن از کمیسیون و دو نفر پولیس به شفاخانه رفتند. نیم ساعت بعد زنگ آمد که داکترای نوکریوال صلاحیت دادن جنراتوره ندارن. رییس شفاخانه ره زنگ زدند او گفت این کار از صلاحیت رییس صحت عامه است. خواستند رییس صحت عامه را زنگ بزنند که کسی گفت او بری یکی از کاندیداها  کمپاین میکرد. فورا تیم رقیب گفت ما نمیخوایم از رییس صحت عامه اجازه گرفته شوه. بالاخره به والی ولایت زنگ زدند والی به رییس شفاخانه امر نمود تا جنراتور شفاخانه را به محل رایدهی اجازه بدهد. جنراتور را آوردند اما گروپ برق نبود. دوباره کسی را فرستادند کمی سیم و چندتا گروپ پیدا کردند. جنراتور روشن شد و رای شماری شروع شد اما پس از شمارش دو صندوق جنراتور خاموش شد. نفر جنراتور گفت تیل جنراتور خلاص شده است. تصمیم گرفتند تیل گیس ها ره ده جنراتور استفاده کنند دیدند جنراتور پترولی است کسی را پشت پترول فرستادند.
در این وقت گفته شد که همه گرسنه اند باید چیزی برای خوردن بیاورند. چندتا از همسایه ها برای یکی از ناظران غذا آورد اما ناظر تیم رقیب از خوردن آن انکار کرد. بالاخره پول دادند تا ار بازار غذا بیاورند اما وقتی ساعته دیدند یازده بجه شب بود. ناچار از همسایه ها نان خشک قرض خواستند و کسی از کمیسیون را روان کردند. چند دقیقه بعد هیاهوی از آخر کوچه بلند شد. کسی فرار میکرد و مردم از عقب او میدویدند. وقتی شخص فراری به نزدیک محل رایدهی رسید مامور کمیسیون بود که پشت نان خشک رفته بود. مردم به فکر دزد او را لت و کوب نموده بودند. وقتی موضوع نان خشک را به مردم گفتند همه معذرت خواستند گفتند خی نان خشکه ما تهیه میکنیم.

چند دقیقه بعد برای ناظری که نان نخورده بود کسی چای آورد او به همه چای صلاح کرد. با عذر و زاری پس از اینکه دو سه نفر اول چای خوردند به ناظر دیگر هم چای دادند. بالاخره ساعت دو بجه شب پترول آوردند و جنراتور چالان شد. به رای شماری شروع کردند نیم صندوقها حساب شده بود که صدای آذان از مسجد بلند شد. قوماندان پولیس و مسول محل رایدهی و یکی از ناظران همراه با چند پولیس گفتند وقت نماز است. به سوی مسجد حرکت نمودند اما چند قدم بعد ناظر برگشت. قوماندان گفت کسی ده صندوقا دست نمیزنه بیا بریم. اما ناظر از اینکه ناظرای تیم رقیب به نماز نمیرفت حاظر نشد به مسجد برود. بالاخره همه از رفتن به مسجد صرفنطر کردند. هوا کمی روشن شده بود کسی گفت آب خوردن نداریم. یکی از ماموران انتخابات را خواستند ار همسایه ها آب بیاورد گفت میخواین مثل او دیگه که به خاطر نان خشک لت خورد مه هم لت بخورم. یکی از از دو ناظر یک تیم حاظر شد آب بیاورد. دروازه خانه ای را چند بار تک تک زد دروازه باز شد و ناگهان سگی غوغو کنان برامد و ناظر فرار را بر قرار ترجیح داد اما سگ یکی از پاهای او را چک زد. این حادثه مشکل دیگری را خلق نمود. باید ناظر را به شفاخانه میبردند. ناظر صاحب خانه را به طرفداری از تیم رقیب متهم ساخت گویا قصدا سگ را رها ساخته است. قوماندان پولیس و افراد کمیسیون با عذر و زاری او را قانع ساختند و به شفاخانه فرستادند.

حالا دیگر هوا روشن شده بود جنراتور را خاموش ساختند. شروع به شمارش آرای صندوقها نمودند. اگرچه یک ناظر از یکی از تیمها به شفاخانه رفته بود اما خوشبختانه ناظر دومی موجود بود ورنه باز شمارش آرا معطل میشد. دوباره تقاضا شد از سر شمرده شود زیرا فکر میشد در جریان این هیاهو صندقها دست خورده باشد. دوباره به شمارش آرای صندوقها پرداختند سه ساعت بعد وقتی آرای صندوقها را جمع نمودند در مقایسه با آنچه شام دیروز شمرده بودند سه هزار رای کم بود. اعتراض زیاد شد و خواستار شمارش مجدد آرا شدند. در این وقت ناظر زخمی از شفاخانه آمد وضعش بهتر بود. گفتند پایش پنج کوک خورده است. ناظر دومی فورا نتیجه را به مرکز ستاد گزارش داد.

چون هوا روشن شده بود و مردم هم کم کم جمع شده بودند تصمیم گرفته شد صندوقهارا به اتاق انتقال بدهند. همه موافقت نمودند تا دوباره رای های را بشمارند. همه صندوقها را به اتاق کلان انتقال دادند. شمارش آرا شروع شد پس از سه ساعت دیگر تعداد مجموع آرا از دفعه اول پنج هزار رای بیشتر بود. سروصدا و اعتراض ناظران زیاد شد. هر ناظر از ستاد ولایتی خود چند ناظر دیگر خواستند و سروصدا و هیاهو کم کم سبب گردید مردم نیز در سرک جمع شوند. از رییس کمیسیون خواهش نمودند همه صندوقها قرانتین شود. این خبر سبب گردید مردم نیز به ناظران معترض بپیوندند. کاندیداها نیز در کابل با رسانه ها مصاحبه نموده یکی دیگری را به تقلب متهم ساختند. یکی از تیمها کمیسیون انتخابات را متهم ساخت. بیرون از محلی رایدهی چند تن از هواداران تیمها مشاجره نمودند و کار به زد و خورد کشید. موضوع به والی گزارش داده شد و چند دقیقه بعد والی با افراد مسلح خود آمد. محافظان والی برای ختم زد و خورد تلاش نمودند. والی به داخل محل رایدهی آمد وقتی مشکل را شنید امر به شمارش مجدد آرا داد. ناظرن فورا به ستادهای خود اطلاع دادند و والی را به مداخله در انتخابات متهم نمودند. حتی یکی از کاندیداها به ملل متحد شکایت نمود.


والی در مخمصه قرار گرفته بود در همین وقت سربازی آمد و به والی اطلاع داد که در این منازعه سیزده نفر زخمی شده است و همه به شفاخانه انتقال داده شدند اما وضع دو نفر وخیم است که آغاز گر جنگ بودند. والی گفت چرا ایقه نا وقت کدین. سرباز گفت ده اول پس از آرام کدن مردم زخمیهاره ده امبولانس انداختیم چون از تیمهای مختلف بودند ده بین امبولانس هم به زد و خورد پرداختند ده ای جریان دو سرباز ما هم زخمی شد. مجبور شدیم اول زخمیهای هر تیمه شناسایی کنیم و جدا جدا ده امبولانسا بانیم. اما مردم وقتی امبولانساره شناختند بالای امبولانس زخمیهای تیم رقیب خود حمله کدن. ده ای جریان سربازا مداخله کدن و امبولانسا به شفاخانه رفت اما یک عده زخمی شدن. تعداد زخمیهای دیگه هنوز مالوم نیس. والی موقع را غنیمت یافته با بهانه بازدید از زخمیها در شفاخانه  عجله همراه سرباز از محل رایدهی برآمد و با موتر خود منطقه را ترک کرد. اما تمام رادیوهای محلی و تلویزیونها خبر مداخله والی را پخش میکردند.

چون سرو صدا زیاد شد و موضوع شمارش در همه تلویزیونهای داخلی پخش شد و از همه بدتر ملل متحد نیز اطلاع داده شده بود. بالاخره ریس کمیسیون پس از مذاکره با ملل متحد تصمیم گرفتند فردا هیاتی به ولایت ما بفرستند تا در حضور آنها رای ها شمار گردد. فردا هیات به شهر ما رسید ریس کمیسیون، نماینده ملل متحد چند ناظر دیگر از دو ستاد همراه با چندین خبر نگار داخلی و خارجی رسیدند. اولین کاری که کردند لست های شمارش آرا را دیدند و مجموع آرا را دیدند در هر بار چند هزار رای کم یا زیاد بود و در آخری دور پنج هزار رای زیاد بود. تصمیم گرفته همه هیات در  رای شماری سهم بگیرند.

یک قطار دراز جور شد. در اول ریس کمیسیون دوم نماینده ملل متحد سوم ناظر یک ستاد چهارم ناظر ستاد دیگر پس از آن معاون نماینده ملل متحد و سپس یک تن دیگر از کیمسون ایستاد شدند. مسولان محل رادهی یک رای را از صندوق میگرفتند و بعد به ریس کمیسیون میدادند و ریس کمیسیون به نماینده ملل متحد میداد و همین قسم تا آخر رای در صندوق دیگر انداخته میشد. ساعتهای چهار عصر متوجه شدند که تعداد زیاد رای سفید در بین رایها موجود است. در همین یکی از نفر های کمیسیون گفت اینه صندوقای رای های سفید باقی مانده پیدا شد. رای اضافی رای های سفید بودند. در خبر های آن شب تلویزیونها و شماری از ناظران ستادها کمیسیون را به تقلب متهم نمودند. یکی از افراد کمیسیون در مصاحبه با یکی از تلویزیونها گفت: ما همه بیخواب بودیم، دو روز بود غذای درست نخورده بودیم در تاریکی شب و در بیرو بار بیرون اوردن و داخل بردن و در خاکباد صندوقهای رای سفید با صندوقهای رای مردم یکجا شده بود. خدا ملل متحد زنده داشته باشه که مشکل کلان ماره حل کد. 

No comments:

Post a Comment