Tuesday, January 20, 2015


استهزای پارلمان



مدتی بود خشکسالی در کشور بیداد میکرد. کشت و زراعت وضع خرابی داشت، قحطی وبیکاری زیاد شده بود و مردم روستاها گروه گروه برای یافتن کار و غذا به شهرها روی میآوردند. شهرهای بزرگ بیروبار زیادی داشت و مردمان بیکار در چهارراهیها جمع میشدند و آرزو میکردند کاری بیابند. از انجایی که کار نبود و جمعیت نیز زیاد شده بود نارضایتی نیز بیشتر میشد. شکایات مردم زیاده شده رفت و جاروجنجالهایی زیادی به میان آمد. تدریجی شکایات شکل اعتراض را گرفت و بعدا به تظاهرات تبدیل گردید. عده ای در مقابل پارلمان جمع شده اعتراض مینمودند. اینکار اهسته آهسته هفته چند بار تکرار میگردید. دولت نیز قادر به ایجاد کار نبود و مهاجرتها به کشورهای همسایه نیز بیشتر شده بود. تدریجی تظاهرات به حادثه روزانه مبدل گردید.  

در این وقت بود که پارلمان مداخله نمود و با احساس مسولیت در جلسات خود بحث در این باره را شروع نمود. با وجود اینکه نصاب جلسه طبق معمول تکمیل نبود وکیلان حاضر گفتند باید وزیران مربوط برای استجواب فراخوانده شوند. شماری از وکیلان از جدی بودن وضعیت شکایت نمودند فیصله شد وزیران مختلف رابرای استجواب فرا خواندند.  وزیران مربوط به سوالات وکیلان جواب قانع کننده داده نتوانستند. از آنجایی که بیشتر تظاهرات به خاطر بیکاری بود و چندین تن از سبب بیکاری دست به خودکشی زده بودند پارلمان تصمیم به استیضاح وزیر کار و امور اجتماعی گرفت. در روز جلسه استیضاح وزیر کار در مقابل سوالات وکیلان چنین گفت:
به همه هویداست که نسبت خشکسالی و نبودن باران وبرفباری به مشکلات زیاد مواجه هستیم. از سبب نبودن مواد غذایی و آب صحی بیشتر مردم ما مریض اند هرگاه کار هم باشد از سبب مریضیهایی که دامنگیر شان است کار کرده نمیتوانند. ما تعداد زیادی را به ادارات مختلف معرفی نمودیم اما نسبت ضعیفی کار کرده نتوانستند و از کار اخراج شدند. باید کسی که کار میکند توانایی کار را داشته باشد و صحتمند باشد. کسانی که کار میپالند همه مریض اند باید مریضی آنها اول تداوی شود. این دلایل برای وکیلان قانع کننده بود و وزیر کار را با آرزوی سلامتی رخصت نمودند. مظاهرات ادامه یافت و وکیلان از نزدیک با بیکاران صحبت نمودند حتی بعضی وکیلان در باره تحصن صحبت نمودند اما کسی تحصن ننمود. در جلسه بعدی پارلمان دوباره در باره این موضوع بحث گردید این بار تصمیم به استیضاح وزیر صحت گرفته شد.


در جلسه استیضاح وزیر صحت درباره کارهای خود چنین گفت: ما در کلنیکها دوای کافی داریم. داکتر داریم نرس داریم قابله داریم. بستر داریم اما بیشتر بستر ها خالی اند. تاریخ دواهای ما از سبب نیامدن مریضان تیر شده و هر هفته مقداری دوای تاریخ تیر را هدر میکنیم. مریض ها را بیارید ما بستر میکنیم. دوای مفت میدهیم. مشکل اصلی که داریم نبود اب است. آب زندگی است اگر آب نباشد هیچ کاری نمیتوانیم. حتی مریضان برای قورت کردن دوا آب ندارند. لطفا راهی برای تهیه آب پیدا کنید. چاه ها خشک شده است. باران نیست. آب معدنی را کسی خریده نمیتواند. این بحثها سبب شد تا شماری از وکیلان نبود آب را تایید نمایند و وزیر صحت را با تشکری رخصت نمودند. در جلسه عمومی بعدی موضوع آب موضوع داغ بین وکیلها بود. همه وزارت آب و برق را مسوول کمبود آب آشامیدنی دانستند. در نتیجه حاضرین جلسه برای استیضاح وزیر آب و برق فیصله نمودند.

وزیر آب و برق و تیم ده نفری اش پس از ادای احترام به وکیلان در چوکی ها جابجا شدند. وزیر آب و برق در جریان سخنان خود در باره دستاوردهای خود صحبت نمود و در ادامه گفت که آب صحی وقتی داشته میتوانیم که آب کافی داشته باشیم و آب هم از سبب برف و باران در طول سال تامین میگردد. همه ما و شما موضوع خشکسالی را میدانیم. اگر برف و باران نباشد نه زراعت میشود و نه آب برای نوشیدن پیدا میشود. آبهای زیر زمینی در حال تمام شدن است و چاه ها خشک شده است. شما جای آب را نشان بدهید ما به مردم میرسانیم. هیات های ما سروی کردند ذخایر آب را پیدا نتوانستند. مردم همه آب را برای زراعت استفاده میکنند و آنهم حاصل ندارد. باید آب را اول برای آشامیدن مصرف نماییم. شما بگویید ما چگونه آب آشامیدنی را تهیه نماییم.

در جلسه آینده پارلمان بحث در باره مصرف زیاد آب در زراعت بحث گردید. با وجود مصرف آبها برای زراعت حاصلی ندارد و مردم از گرسنگی میمیرند. بالاخره فیصله شد تا به خاطر کمبود مواد غذایی و مرگ شماری از گرسنگی، وزیر زراعت را استیضاح نمایند. در روز جلسه استیضاح وزیر زراعت در مقابل سوالات وکیلان چنین گفت: به همه هویداست که نسبت خشکسالی و نبودن باران و برفباری به کمبود آب مواجه هستیم. ما هزارها تن تخم اصلاح شده به دهاقین توزیع نمودیم برخلاف گذشته امسال دو چند کود کیمیاوی توزیع نمودیم اما از سبب نبودن آب و باران همه کشتها سوخت. اگر آب نباشد حاصلات بدست نمیاید. آب پیدا کنید ما به شما زراعت خوب را روبراه میکنیم. مرگ این افراد از سبب کم آبی است نه گرسنگی. ببینید آب نیست از سببی که باران نیست، برف نیست. کاری باید شود که برف وباران بیاید.
رییس پارلمان: چی کار بکینم؟ راه حل چیست؟
یکی از وکیلان: زمانی در شهرما در خشکسالی نماز باران میخواندند. بهتر است از وزارت حج و اوقاف خواسته شود تا نماز استسقا بخواند.

دلایل وزیر زراعت برای وکیلان قانع کننده بود و وزیر زراعت را با تایید اکثریت رخصت نمودند. با وجود پخش جلسات استیضاح پارلمان از تلویزیونها مظاهرات ادامه یافت. تصمیم گرفته شد نماینده های پارلمان از نزدیک با تظاهر کنندگان صحبت نمایند. بعضی از وکیلان از نزدیک با بیکاران و مظاهره کنندگان صحبت نمودند اما آنها آماده صحبت نبودند. آنها گفتند که پارلمان کاری نکرده است و آنها امیدی به وکیلان ندارند. در گزارشهای خبری مردم پارلمان را ملامت میکردند که نمیتواند از حق مردم دفاع نماید و دولت را ودار به اقدام مناسب برای کاریابی، تهیه آب و مواد غذایی نماید. حتی بعضیها شماری از وکیلان پارلمان را اشخاص وقت گذران نامیدند. گفتند وقتی بیش از نصف وکیلان هر روز غیر حاضر باشند چطو مشکلا ره حل میتانن. با آنهم وکیلان با مشکلات فقر، گرسنگی، دشواریهای صحی، بیکاری و آوره گی مردم از نزدیک آشنا شدند.


در جلسه بعدی پارلمان باردیگر در بارای حل مشکاتشان نیامده است.ره مشکلات موجود بحث گردید. این مرتبه وکیلهایی که غیر حاضر بودند نیز حاضر بودند. عده ای گفتند نام پارلمان بد شد زیرا مشکل مردم را حل نتوانسته اند حالا کسی به پارلمان اهمیت نمیدهد. دو هفته است که کسی نزد وکیلا برای حل مشکلات مراجعه ننموده است. بالاخره موضوع نیامدن باران بحث شد و مخصوصا گپ در باره نماز باران آمد. همه در باره نماز استسقا نظر مثبت داشتند اما عده ای گفتند که این وظیفه وزارت حج و اوقاف است تا نماز باران بخواند اما اینکار را نکرده است. این بار پارلمان به اتفاق آرا تصمیم به استیضاح وزیرحج و اوقاف گرفت. وکیلان کفتند که در جلسات قبلی استجواب و استیضاح و استهزا جدی نبوده اند و اینکار سبب بدنامی پارلمان شده است. بعضی وکیلها چند بار قسم یاد کردند که برای احیای ابروی پارلمان باید وزیر حج و اوقاف را برکنار نمایند.

در جلسه استیضاح وزیر حج و اوقاف در باره آمادگیهای حج صحبت نمود. گفت امسال ده در صد حاجی بیشتر به حج فرستاده میشود. تسهیلات زیادتری برای آنها فراهم خواهد شد. وکیلان اعتراض نمودند که این جلسه درباره حاجیها نیست بلکه به خاطر نخواندن نماز باران است.
وزیر: ما حاجیها را به خاطر خواندن نماز استسقا به حج روان میکنیم تا در مکه مکرمه دعا بکنند. سروصدای وکیلها بلند شد و گفتند که حاجیها نه ماه بعد میروند تا آن وقت باید کاری شود. سروصدا بیشتر شد. یکی از وکلا سوال کرد:
آیا وزارت حج و اوقاف به خاطر خشکسالی نماز استسقا را اعلان نموده است؟
وزیر: نه خیر.
وکیل دیگر: آیا در این باره به مردم آگاهی داه شده اس؟
وزیر: نه خیر.
وکیل دیگر: آیا ملا امامها در این باره تبلیغ کرده اند؟
وزیر: نه خیر.
وکیل بعدی: آیا در  پلان کار وزارت برای نماز استقسا بودجه در نظر گرفته شده است؟
وزیر: نه خیر.
رییس پارلمان: آیا از خشکسالی و گرسنگی مردم خبر دارین؟
وزیر: نی.
یکی از وکیلها: اصلا نماز باران در پلان امسال شامل است؟
وزیر: نه خیر ما خبر نداشتیم.


این نی گفتنهای وزیر وکیلها را عصبانی ساخت. زنی برخاست و گفت غیر از حج شما دیگه کار ندارین. یک نماز استسقا را خوانده نتانستین. وکیل دیگر زن با صدای بلند گفت ببینین با چی چشم سفیدی میگه نی. سروصدا بیشتر شد و چند وکیل با همدیگر پرخاش نمودند. بعضیها با بوتل آب همدیگر را تهدید مینمودند اما از اینکه کمبود آب وجود داشت همدیگر را با بوتل نزدند. چیغ زنان بلند شد و ده ها وکیل دیگر بلند شده از جای خود بدون نوبت شروع به حرف زدن نمودند. در این گیر و دار بالاخره رییس مجلس با صدای بلند گفت رای گیری میکنیم. کسانی که با بودن وزیر صاحب در اداره موافق اند کارت سبز و کسانی که موافق نیستند کارت سرخ بلند کنند. اکثریت کارت سرخ بلند نمودند و رییس مجلس پس از دو سه بار شمارش کارتهای بلند شده اعلان نمود. با اکثریت آرا  وزیر صاحب حج و اوقاف نسبت بی کفایتی از وظیفه سبکدوش گردید، از رییس صاحب جمهور تقاضا میگردید نفر دیگری رابرای اخذ رای اعتماد معرفی نمایند.

No comments:

Post a Comment